تقریبا از هر مربی سابق رئال بپرسید ، این شوخی تلخ را تائید می کند .
از فشار هواداران پولدار در برنابئو (که ارث پدرشان را از تیم طلب می کنند)
گرفته تا دولتمردان (که می خواهند سر مردمشان به رئال گرم باشد) و روزنامه
های کاتالونیایی (که منتظر کوچکترین نقطه ضعف هستند ) . طبیعی هم هست که
توقعات بالا باشد ، آن هم از پر افتخار ترین باشگاه جهان که همیشه گرانقیمت
ترین بازیکنان فوتبال جهان را گرد هم می آورد .
ارسال شده در موضوع :
اخبار تیم,حواشـی,تیم های باشگاهی,لیگ قهرمانان,بازیکنان دیگر تیمها,قلم سپید,
اگر می خواهید موهایتان یک ماهه سفید شود ، اگر از زندگی سیر شده اید . اگر
می خواهید سخت
ترین فشار دنیا را تجربه کنید ، بشتابید ، بشتابید ! فرصت
شغلی نشستن روی نیمکت رئال مادرید !
مصدوم
شدن گلر اصلی آن هم درست وسط فینال کشنده ی چمپیونزلیگ اصلا شوخی بامزه ای
نبود . وقتی نیمکت را نگاه میکردی و می دیدی جوانکی دارد مهیای بازی می
شود که تا یکی دو سال پیشش بین کاستیا و رئال سی دست به دست میچرخید , این
شوخی بی مزه تر هم جلوه میکرد !
حتی اگر قرار بود جوانِ نه چندان رعنای ( در میان گلر ها ) مستولزی , به
مانند اشمایکل شیرجه بزند , باز هم چیزی را در وجودش کم داشت . چیزی که
مانع سست شدن پاهایش , لرزیدن قلبش و دندان قروچه اش شود . اما ویسنته
چشمانش را بست و تا لب پرتگاه رفت . میدان دادن به یک بچه ی خام در آخرین
بازی فصل چیزی مثل راه دادن یک بچه در میدان مین بود . احمقانه بود .
حماقتِ خالص . چیزی که دیوانه ها را هم به فکر وامیداشت !

